پرورش خلاقیت درکودکان
گروه آموزشي پايه دوم دوره ابتدايي
نام مقاله: پرورش خلاقيت دركودكان
مقدمه:
ارائه ي تعريف براي خلاقيت مشكل است، ادبيات مربوط به خلاقيت شامل تعاريف چندگانه اي است و نشان دهنده اين است كه يك تعريف عام براي خلاقيت وجود ندارد. خلاقيت از ابعاد متفاوتي بررسي شده است. گاهي اوقات، فقط محصول (آنچه توليد شده است) مورد تأكيد قرار مي گيرد، ولي فرايند خلاقيت (محصول چطور توليد شده است) نيز بايد در نظر گرفته شود. به علاوه، خصوصيات شخصي( ويژگيهاي شخصيتي و تواناييهاي ذهني) (اجزايي از محيط اجتماعي كه بر توليد خلاق اثر مي گذارد) نيز در بعضي از تعاريف خلاقيت وجود دارند. هارينگتون، يكي از نظريه پردازان خلاقيت، معتقد است خلاقيت محصول فرد واحد، در يك زمان واحد و در جاي خاصي نيست بلكه عبارت است از يك زيست بوم (اكوسيستم) كه همه ي اعضاء و همه جنبه هاي محيطي آن در حال تعاملند.
چند تن از نظريه پردازان معروف خلاقيت تعاريف زير را ارائه مي دهند. (اگر چه نمي توان هيچ يك از اين تعاريف را تعريف عام، جامع و مانع دانست.)
خلاقيت توليد ايده يا محصول نو و مبتكرانه است كه در برهه اي از زمان براي خالق يا براي شخص ديگري رضايت بخش باشد. حتي اگر اين ايده يا محصول را قبلاً شخصي ديگر كشف كرده باشد و يا آن را نو و مبتكرانه محسوب نكنند، باز خلاقيت وجود دارد. (رنزولي – Renzulli 1986/1973).
يك محصول يا پاسخ در صورتي خلاق است كه براي مسأله اي باز، راه حلي جديد و مناسب ارائه دهد (آمابيل – Amabile، 1989).
فرايند خلاق بروز عملي محصولي از يك ارتباط بديع است كه ناشي از بي همتايي فرد خلاق از يك سو و مواد رويدادها افراد و يا شرايط زندگي وي از سوي ديگر است. (راجرز-Rogers، 196)
تفكر خلاق عبارت است از فرايند درك مشكلات ، مسايل ، كمبود اطلاعات و عوامل جا افتاده حدس زدن و فرضيه ساختن در مورد اين كمبودها، ارزيابي و آزمون فرضيه ها و حدس ها، اصلاح و ارزيابي مجدد آنها و بالاخره ارائه نتايج (تورنس Torrence 1988)
خلاقيت عبارت است از نگاهي متفاوت به پديده هايي كه ساير مردم نيز آن را مي نگرند. (آلبرت رنت گيوركي)
خلاقيت در معناي كامل خود هم توليد ايده را شامل مي شودو هم نشان دادن آن را يعني باعث رخ دادن چيزي شبيه به يك نتيجه مي گردد. به منظور تقويت توانايي خلاقيت مي بايد فكر يا ايده را به صورتي به كار گرفت كه تجربه از يك سو و واكنش خود شخص و سايرين از سوي دگير باعث تقويت عملكرد باشند. همين كه خودتان ويا بقيه افراد تلاشهاي خلاقانه تان را تحسين كنيد، ممكن است خلاق تر شويد. (ندهرمان).
با توجه به تعاريف بالا مي توان تعريف ساده تر زير را براي خلاقيت ارائه داد:
خلاقيت يعني ارتباط چيزها يا آرايي كه قبلاً با يكديگر ارتباطي نداشته اند.
(رالينسون)
خلاقيت
اهميت و ضرورت پرورش خلاقيت چيست؟
اگر در نظر بگيريد كه انسان براي ادامه بقا و زندگي نيازهايي دارد و اين نيازها به دليل تغيير دائمي درخواست ها، تمايلات و روشهاي زندگي تغيير مي كند. از طرفي، شرايط محيطي كه انسان در آن زندگي مي كند به طور روزمره در تغيير است. اگر انسان بخواهد براي نيازهاي متغير خود در شرايط جديد، از همان راه حل هاي قديمي استفاده كند در نهايت روزي فرا مي رسد كه راه حل هاي كهنه پاسخگوي شرايط جديد نخواهد بود و در اين صورت بقاي انسان به مخاطره مي افتد و جوامعي كه نمي توانند براي مسائل جديد خود راه حلي بيابند محكوم به فنا هستند و از بين خواهند رفت.
خصوصيات افراد خلاق:
افراد خلاق به آنچه خارج از آنها وجود دارد با وسعت نظر نگاه مي كنند.
و اين امور را با آنچه در درونشان مي گذرد تركيب و يكپارچه مي كنند.
هم به خود و هم به دنياي خارج از خود به عنوان منابع اطلاعات احترام مي گذراند.
مراحل پنج گانه فرايند خلاقيت در شكل زير خلاصه شده است:
ارائه مسئله : محرك بيروني يا محرك دروني
ارزيابي نتيجه: موفقيت ، شكست يا مقداري پيشرفت
اعتبار يابي: آزمايش ايده هاي ممكن در مقابل اطلاعات و معيارهاي واقعي ديگر
آمادگي: جمع آوري اطلاعات يا فعال كردن اطلاعات
ايده يابي: جستجوي حافظه تصور و تخيل و تفكر و اگر براي پيدا كردن راه حل هاي ممكن
محيط آموزشي و خلاقيت:
متأسفانه در بيشتر برنامه هاي آموزشي و در اكثر كشورها، شيوه ي كار به شكلي است كه با تكيه بر محفوظات و اطلاعات و با ارزشيابي افراد، نه تنها گامي درجهت خلاقيت برداشته نمي شود بلكه مانع آن نيز مي شود.
برنامه هاي آموزشي جاري غالباً بر فرايند هاي شناختي ساده و حافظه افرادتكيه كرده و به ديگر قدم هايي كه در فرايند خلاقيت به آنها اشاره كرديم توجه چنداني نمي شود.
از طرفي مربياني كه با مهارت هاي خلاقيت مانند روش هاي تفكر در مورد مسائل و قوانين علمي آشنا هستند مي توانند راه هاي جديد نگرش به مسائل را آموزش دهند. چنين مهات هايي را مي توان مستقيماً آموزش داد اما چنان چه اين مهارت ها در برنامه هاي جاري آموزشي ادغام شده باشند البته كارآيي و اثر بيشتري خواهند داشت.
از مهم ترين موانع خلاقيت مي توان به موارد زير اشاره كرد:
- قضاوت ارزيابي: از مهمترين عواملي كه اثر تخريبي شديدي بر روي يك موضوع ناآشنا و يا ايده جديد دارد، قضاوت زودرس و ارزيابي زود هنگام است. برخي اصطلاحاتي كه بلافاصله دربرخورد با ايده هاي جديد به كار مي رود مانع از آن مي شود عبارتند از:
نه اين عملي نيست
فكر خوبي است اما...
نتيجه اي ندارد
راه هاي قبلي مطمئن تر است
دوباره سر به هوا شدي
عملي نيست
بهتر است سرت به كار خودت باشد
صبر كن ببينم چه ايرادي دارد
درحقيقت ، قضاوت زود رس نوعي عكس العمل منفي است كه باعث مي شود فرد از ايده هاي جديد چشم پوشيده يا از آن دلسرد شود.
اصولاً همه افراد وقتي احساس كنند زير ذره بين قضاوت ارزيابي هستند افت مي كنند و تحقيقات بسياري نشان داده كه افراد در محيط هايي كه مداوم مورد ارزيابي قرار مي گيرند انگيزه هاي خود را از دست مي دهند.
- عادات: يكي ديگر از عوامل مهم بازدارنده خلاقيت، عادت هاي قبلي است ، ما در برخورد با مسائل قبلي در زندگي راه حل هايي را به كار گرفته يا روش هايي را به كار بسته ايم كه با موفقيت همراه بوده است و به صورت عادت در آمده است.
عادت ها موجب انعطاف ناپذيري فرد شده، طرز فكر ما را به سوي جمود مي كشاند و فرد با نوعي (لجاجت درطرز كار) فقط با همان ابزار قبلي مساله را حل مي كند. ضرب المثلي انگليسي هست كه مي گويد «وقتي شما فقط چكش داشته باشيد همه چيز را ميخ مي بينيد»
- خود پندار منفي: هر يك از ما تصويري از خودمان درذهن داريم كه مي تواند مثبت يا منفي باشد. شخصي كه از خودش تصويري منفي داشته باشد اعتماد به نفس لازم براي ابراز ايده هايش ندارد. كم رويي نيز كه از عوارض اين تصور منفي است به شكل ديگر ممكن است مانع بروز خلاقيت در فرد شود.
خانواده و مدرسه نقش مهمي در شكل گيري تصوير دروني افراد دارند. پدران و مادراني كه مدام كلمه «نميتواني» را در گوش بچه هاي خود زمزمه مي كنند مرتباً از كارهاي آنها ايراد مي گيرند يا معلمي كه با استبداد به سركوب ايده هاي نو دانش آموزان مي پردازند، كودك را وا مي دارند براي جلب نظر و تأييد ديگران از بيان انديشه هاي خود، خودداري كند.
بسياري افراد از توانايي ها و استعدادهاي شگرفي برخوردارند اما همين عدم اعتماد به خود مانع بروز قواي خلاقه آنها مي گردد.
- ترس از شكست: همه ي ايده ها قطعا به جواب نمي رسند واحتمال عدم موفقيت وجود دارد . نكته ي ديگر، تلقي فرد از شكست است. در سرگذشت اكثر افراد خلاق دنيا اين ناكامي وجود داشته است اما تلقي آنها از آن چيز ديگري ست آنها به جاي كلمه ي «شكست» از «تجربه» نام مي برند.
از توماس اديسون پرسيدند از اينكه «در راه كشف ماده براي فيلامان لامپ دوهزار بار شكست خوردي چه احساسي داري» و او جواب داد «من شكست نخوردم، من فهميدم دوهزار ماده وجود دارد كه به درد ساختن فيلامان لامپ نمي خورد»
شيوه هاي موجود در پرورش خلاقيت:
بارش فكري
روش ارتباط اجباري
تداعي تصويري
فهرست سوالات
همراهي بي ربط
معكوس سازي مسئله
ديدگاه هاي گوناگون:
براي حل خلاقانه يك مسئله كودك نياز دارد كه توانايي ديدن آن از نظر گاه هاي مختلف و ارائه ي راه حل هاي گوناگون تفكر را داشته باشد. مربيان و والدين در حين حل مسئله به كودكان مي آموزند كه محيط پيرامون خود را براي به دست آوردن سر نخ ها بيازمايند. اين امر به آنها كمك مي كند تا بتوانند گنجينه اي از راه حل هاي ممكن داشته باشند. نقش مربي خلاق نه به نقش معلم در شكل رايج آن شبيه است نه به نقش مشاور، نه پزشك بلكه مداخله ي او در ظريف ترين شكل ممكن است كه البته بيشترين تأثير را در فرايند كشف خلاق كودك دارد.
نقش مربي:
نقش مربي خلاق براي كودك درزمان خلاقيت از هر چيزي مشابه نقش مامايي است كه تنها فرايند زايمان را تسهيل مي كند كه اين كار به راحتي با تأمين موارد زير امكان پذير است:
ارائه ي انتخاب ها: كودك را در شرايط انتخاب قرار دهيد و تنها از طريق توضيح بي طرفانه حق انتخاب هايي كه او دارد و نيز آمادگي براي پاسخ به سؤالات، به او در روشن كردن فرايند انتخاب كمك كنيد.
انگيختن خلاقيت: با ارتباطات غير كلامي و كلامي از قبيل ايجاد محيط فيزيكي مناسب و توليد مسائلي كه او را به حل آنها بر انگيزد.
مجالسي براي خطا كردن: رفتار و كلام مربي بايد القاء كننده ي آن باشدكه كودك آزادي تام براي خطا كردن وتجربه نمودن دارد و اين كه هر خطا يك تجربه است نه يك شكست.
زماني براي بازي و تخيل: كار عمده مربي ايجاد زمان – فضاهايي براي خلاقيت است. ايفاي نقش مي تواند منجر به پرورش تخيل و تجسم در كودكان شود.
منابع:
1.آموزش رفتار خلاق و استعدادهاي درخشان- تأليف دو ريس جي – شل كراس – ترجمه مجتبي جواديان
2.خلاقيت فراسوي اسطوره نبوغ – تأليف رابرت ويز برگ – ترجمه مهدي والفي
3.روان شناسي خلاقيت – تأليف مانزماكسول – ترجمه مهدي قراچه داغي